غلامعلى صفايى

241

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

او مىگويد تقدير اين گونه است : « وقت تصدّقهم » . قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ ، أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ ( غافر / 28 ) . مىگويد تقدير آن اين گونه : « وقت قول الرجل ربي اللّه » است . و معنى التعليل في البيت : مصنف كتاب بر ابن جنى و زمخشرى اشكال مىكند و مىگويد « أن » مصدريه بوده و با فعل بعد در آن شعر و سه آيه ، در محل نصب بنا بر مفعول له است و هرگز نايب از اسم زمان نمىباشد زيرا اولا همه نحويون قائل هستند كه « أن » در مقام تعليل مورد استفاده قرار مىگيرد ، ثانيا در اين مثالها تعليل از آنها مىتوان استفاده كرد ، بنابراين حمل براين معنا اصلح و اولى است تا اينكه حمل بر معناى مصدريه زمانيه مشكوك شود بنابراين هيچگونه علتى براى عدول از حمل « أن » بر مصدريه غير زمانيه بودن و در مقام تعليل و مفعول له قرار داشتن وجود ندارد براين اساس تقدير شعر اين گونه مىشود : « لأن يهان صغيرها » و تقدير آخرين آيه اين طور مىباشد : « تقتلون رجلا لأن يقول ربى اللّه » . الوجه الثالث : سومين وجه از وجوه سه‌گانه « ما » حرفيه ، حرفيه زائده است كه بر دو نوع است : 1 - كافه يعنى بازدارندهء عمل كلمهء قبل . 2 - غير كافه يعنى غير بازدارندهء عمل كلمهء قبل . و الكافة : « ما » حرفيه زائدهء كافه بر سه قسم است : أحدها : كافه از عمل رفع كلمهء قبل ، بايد دانست كه آن كلماتى كه « ما » كافه مانع از عمل رفع آنهاست ، سه فعل « قلّ ، كثر و طال » مىباشد به طورى كه اين افعال به جهت عدم قدرت عمل رفع ، ديگر فاعل ندارند . علت الحاق « ما » كافه به آنها ، اين است كه معناى آنها شبيه به « ربّ » مىباشد و چون « ما » كافه به « ربّ » ملحق مىشود بنابراين به اين سه فعل نيز ملحق مىشود ، زيرا فعل « قلّ » شبيه « ربّ » تقليليه است و « كثر و طال » شبيه « ربّ » تكثيريه مىباشد . قابل توجه است كه بعد از الحاق « ما » به اين سه فعل ، اين افعال تنها داخل بر جمله فعليه مىشوند كه فعل آن